رفتن خوبه..

.

 

.

+ تاريخ دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 18:38 نويسنده عسل |

 

 

زياد دختر جالبي نيستم..

.

.

 

+ تاريخ دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 18:33 نويسنده عسل |

 

 

دنيا داره كجا ميره؟

به سمت نابودي..

.

.

لجن مال شده

.

.

سهم ما حسرتاش بود..

تف..

.

.

 

+ تاريخ جمعه بیست و سوم خرداد 1393ساعت 19:15 نويسنده عسل |

 

از اين دختره

لونا شاد

خوشم مياد..

.

.

آرزوي سلامتيش رو دارم..

.

.

 

+ تاريخ جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 23:44 نويسنده عسل |

 

 

دستاش

موهای سینش

صداش

عطرش

.

.

 

+ تاريخ پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393ساعت 21:19 نويسنده عسل |

 

یه دختر 

همیشه نگرانه

.

.

 

نگرانه که مبادا زشت شده باشم

نکنه چاقم و بهم نمیگن

نکنه این مدل مو بهم نیاد

نکنه فلان جا نباید اون حرفو میزدم

یعنی این لباس با اون کفش جوره؟

نکنه هیکلمو دوست نداشته باشه

نکنه دلش رو بزنم

نکنه شوهر گیرم نیاد..

.

.

یه دختر همیشه دوست داره، تایید شه

دوست داره از بقیه خوشگلتر باشه

دوست داره همه اونو نگاه کنن

.

.

هیچ چیز یه دختر رو به اندازه ی "مقایسه" داغون نمیکنه

.

.

بهش نگو هیکل فلانی خیلی توپه

نگو چشمای اون آدمو مست میکنه

نگو

مقایسش نکن

میریزه تو خودش

روز به روز از اعتماد به نفسش کم میشه

فکر میکنه خیلی زشته

فکر میکنه خیلی بد ریخته

.

.

داغون میشه

غصه میخوره

غصه میخوره

.

.

 

 

+ تاريخ چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 16:14 نويسنده عسل |

 

اولين دوستpسر من واسه زمانيه كه ١٧ سالم بود

 

.

.

هنوزم كه هنوزه هر chن وقت يه بار زنg ميزنه. و ميgه بيا ببينمت

 

.

.

تنها pسري هم هست كه من جوابشو ميدم

.

.

 

+ تاريخ دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 19:21 نويسنده عسل |

روزها ميرن هيچ اتفاق خاصي هم نمي افته . .

نه آمادگي مردن رو دارم نه حوصله ادامه زندگي . .

همه چيز مهيا.. . . اصلا" آرزويي در دل ندارم . .

از يه پسره خوشم مياد اون نمي دونه همون بهتر كه نمي دونه آرزوشو ندارم . . . .

بليط يه طرفه با صداي سوگند.. . .

+ تاريخ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 14:15 نويسنده عسل |

 

 

من عاشق فكراي محالم...

.

.

 دنياي من با chشاي بسته زيباتره..

.

.

سينا از نوع حجازيش

.

.

حالم خوبه..سلام ميرسونم..هههه

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 21:1 نويسنده عسل |

 

با اينكه لاله، داره خوب ميخونه

.

.

ليتو...ج ي ج ي...

.

.

با صداي متوسط

.

.

يه روز كلي آرايش كردم

يه نخ سيgارم از زير تخت داداشم كش رفتم

جلو آينه نشستم

دودش كردم

.

 

.

 

+ تاريخ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393ساعت 18:48 نويسنده عسل |


ارتباط برقرار كردن با من اونقدرام كه فكرشو مي كنه سخت نيست

.

.


 

کلا" آدمها به من سخت نزدیک میشن

 

یا شایدم من خیلی دور ایستادم

 

 

+ تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 7:26 نويسنده عسل |


شده مردي رو ببيني و آرزو كني يك شب رو با اون صبح كني؟

صبح نه

.

.

صبحش جالب نيست

.

.

ففط شب

تا ساعت ٣

.

.

بعدش هم، مردي،ايراد نداره..

.

.


+ تاريخ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393ساعت 0:36 نويسنده عسل |


شده مردي رو ببيني و آرزو كني يك شب رو با اون صبح كني؟

صبح نه

.

.

صبحش جالب نيست

.

.

فقط شب

تا ساعت ٣

.

.

بعدش هم، مردي،ايراد نداره..

.

.


+ تاريخ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393ساعت 0:36 نويسنده عسل |


قضاوت نكن

.

.

وقتي نميدوني..وقتي نميشناسي

.

.

قضاوت اكه كردني بود كه...

.

.

نكن

.

.

حتي اكه ميدوني...اكه ميشناسي..

+ تاريخ پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 6:40 نويسنده عسل |


لبريز از سكوت..

.

.


+ تاريخ سه شنبه شانزدهم اردیبهشت 1393ساعت 22:37 نويسنده عسل

 

اکثر زن ها یه زن خوشگل تر و خوش اندامتر از خودشون که ببینن

با اون طرف بد می شن..

.

.

حسادت آقا

حسادت!

بد دردیه.. 

.

.

 

+ تاريخ سه شنبه نهم اردیبهشت 1393ساعت 10:34 نويسنده عسل |



یه دختر هزار و یک ترفند به کار میبره تا کسی به راحتی پی به درونش نبره..

.

.

یه دختر ، هر لبخندش هزار و یک معنا و مفهوم توشه..

راه رفتنش

تلفظ الفاظش

حتی رنگ رژ لبش..

در موقعیت های مختلف، متفاوته..

.

.

برای شناخت یک زن، باید در درون اون باشی..


.

.

امروز از مامانم پرسیدم آدم خودش رو هم می تونه طلاق بده؟

گفت : نه..

.

.

اصلا" حوصله زندگی کردن  رو ندارم..



+ تاريخ جمعه پنجم اردیبهشت 1393ساعت 21:10 نويسنده عسل |

 

باید یه روز بشینم و سنگامو با خودم وا بکنم

اگه این زندگی همین فردا تموم شه

من چه چیزایی بدست آوردم

چیا رو باختم

.

.

باید بشینم از خودم بپرسم من چی می خوام از جون این زندگی

اصلا من چرا اینجام..

.

.

این زندگی روتین و یکنواخت اون چیزی نیس که من بخوام

اما باید چیکار کنم

برای فرار از این تکرار؟

 

تو یه راه جلو روم بذار..

+ تاريخ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 13:39 نويسنده عسل |

 

من عاشق عدد ٦

٤٦

و

٦٦

هستم..

.

.

نفرماييد به تخمم..

.

.

+ تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 19:17 نويسنده عسل |


كجاست اي يار آغوش تو؟

.

.


+ تاريخ جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 1:41 نويسنده عسل

 

 

می گفت من هیچ وقت با این آنیتائه بیرون نمیرم

می گفت تیپش ضایس

پسرا نمیفتن دنبالمون

.

.

می گفت دوستای آدم باید خوشگل باشن تا ماشینای مدل بالاتری بیفتن دنبال آدم..

.

.

می گفت دیگه..

میگفت..

.

.

میگفت

تابستون که شد باید برنزه باشی

فرقی نمیکنه بهت میاد یا نه

.

.

چه حرفا که نمی زد

چه عقایدا که نداشت..

.

.

چه شوهر خوبی هم گیرش اومد لامصب..

.

.

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393ساعت 12:8 نويسنده عسل |


تست پاپ اسمیر..

همه خانمها مرتب بايد انجام بدن

.

.

 به قول دکتر بهزادمون


" الان تین پرپ میگیرن معمولا جای پاپ اسمیر اون روش خیلی قدیمی شده و ناکارامده.
پاپ اسمیر نمونه برداری بافتی از دهانه واژن است که بعد به منظور بررسی میکروسکوپی روی لام میکشند و در این روش ممکنه همپوشانی یا از دست رفتن سلولها باعث عدم تشخیص قطعی سرطان بشه. البته سرطان رو هم از روی تغییر شکل سلولها ، یک متخصص پاتولوژی تشخیص میده. مهمترین عامل سرطان دهانه رحم ویروس پاپیلومای انسانی هست که معمولا در تماس جنسی یا حتی پوست به پوست ( قابل توجه کسانیکه فکر میکنند اورال س مشکل بوجود نمیاره ) منتقل میشه.
اما در تین پرپ نمونه واژن به محیط مایع منتقل میشه و بعد میکشن روی لام که تو این روش خطا کمتره و سلولهای مزاحم خون و موکوس و ... حذف میشن و تشخیص از حساسیت بالاتری برخورداره و حتی کلامیدیا ( عامل تراخم و زخم تناسلی ) گنوره آ ( عامل سوزاک ) و تریپانوما پالیدوم ( عامل سفلیس ) قابل تشخیصه ..."

.

.

 


+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 18:31 نويسنده عسل |


نشسته

دوست دختر باباش از در مياد تو..

سلام ميده

جواب ميده

ميخنده بهش حتي

.

.

نميدونه بايد ازش متنفر باشه يا ...؟

.

.


+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 19:55 نويسنده عسل |

 

 

الان

تو همین لحظه

به شدت احساس خوشبختی می کنم...

..

.

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 12:13 نويسنده عسل |


سمیرا ازدواج کردی..

ok..

فکرشم نمیکردی که طرف،شکاک از آب درآد..

.

.

شکاک از آب دراومد..

.

.

می دونستم..

حتی داداشات باهات حرف میزنن بهت گیر می ده، نه؟

.

.

روم نشد بهت بگم اول آخر باید ازش جدا شی..

فقط گفتم: مواظب باش بچه دار نشی ازش..

.

.

- - - - - - -


از این چیزا که می ذارن زیر لب پایین

بهش چی میگن؟

من از اونا خیلی خوشم میاد

.

.




+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393ساعت 20:58 نويسنده عسل |


نوبت من شد

من 

اون

دستيارش

قلبم داشت از دهنم ميومد بيرون

هيجوقت اينجوري نشده بودم

دستام ميلرزيدن

ميكفت : استرس داري؟

.

.

تازه كارش رو شروع كرده بود كه دستيارش كفت آقاي دكتر اكه كاري ندارين من برم؟

قسم ميخورم قلبم واستاد..

دكتر كفت : نه


خداي من

واقعا ترسيده بودم

دكتر از اون تيب مردا بود كه من نبايد باهاش تنها ميشدم

نبايد باهاش تنها ميشدم

همه وجودم شده بود فرياد

همه وجودم شده بود آتيش

دختره داشت ميرفت

من خودم رو ميشناختم

به ندرت اينجوري ميشم

حس دكتر همه وجود منو كرفته بود

با دستاش صورتمو اينور اونور ميكرد

بعضي وقت ها موهامو از تو صورتم ميزد كنار

وقتي مي ديد درد دارم

ميكفت : اي جانم..الان آرومت ميكنم

.

.

قلبم داشت واي ميستاد

.

.

به همه ي وجودم نهيب زدم

خفشون كردم

وجدانم قوي تر از هر نيرويي بود

من توي دو راهي سختي كير كرده بودم

همه ي وجودم اونو مي خواست تو اون لحظه..

از دستاش

از نكاهش ميفهميدم جي داره تو ذهنش ميكذره..

خود آتيش بود

منو داشت ذوب ميكرد..

وجدانم بهم قول داد اكه شعله رو خاموش كنم يه حال اساسي بهم ميده

كفتم : خدايا با همه ي عطشم منو از اين ورطه بكش بيرون

يه مرتبه دختره كفت: دكتر بابام مياد دنبالم تا اون برسه من در خدمتتون هستم

نفس كشيدم

دكتر جيزي نكفت

نكاهم مي كرد

درونم كفت : فاك به اين شانس تخميت

ميخواستمش

براي يك شب حتي

براي يك ساعت

دستاش داغ بود

.

.

وجدانم نفس راحت كشيد

كفت تو بايد قدر خودتو بدوني

اون زن داره

و اين رابطه به تو به اون  و به زندكيش آسيب ميزنه

اون اسيرت ميشد اكر ميبوسيدتت

هرم تو  رو هيج كس نداره..

با هر كسي نبايد تقسيمش كني

اون زن داشت

.

.

وجدانم برنده شد و منو كذاشت تو خماري

اما بهم يه قولايي داده..

.

.

نميتونم نسبت به ديكران بي تفاوت باشم

اون سهم من نبود

من سهم خودمو مي خوام

.

.

عيد رو تبريك كفتم بهش

اومدم بيرون


تبم خوابيده بود و وجدانم سرحال..




+ از تو اي شاهين واقعا ممنون..عمو نوروز نيا اينجا..






+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 23:56 نويسنده عسل |


الان تو مطبش نشستم

به من كفت : تو آخرين مريض من هستي امسال..

بعد از من هيج كس نيست

قبل از من هست..

يه مردي روبروم نشسته

نميدونم همراه اون دخترس كه  دكتر داره دهنشو سرويس ميكنه

يا اينم

بيمارشه

اما دو روز بيش كه عصب كشي كرد بهم كفت ٤شنبه بيا ..كفتم جه ساعتي

كفت ٧

كفتم نميشه زودتر

كفتم وقت زودتر ندارم

منم كه هيج وقت تو زندكيم يه درخواست رو دو بار تكرار نمي كنم كفتم ok

كفت تو آخرين مريض من هستي

رفيقم ميكه اكه از كاراش بدت مياد جرا باز ميري نزدش!

خبر نداره كه من حتي موقع رانندكي حوصله لاين عوض كردن ندارم جه برسه به اين ..


شدم شبيه اون آدمي كه ميكه هر جي بيش آيد خوش آيد..


+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 20:3 نويسنده عسل |


فیلمش رو ببین..



" اگر بخواهیم معنای روانشناسانه ی قصه قوی سیاه را بصورت کوتاه بیان کنیم بايد اين طور بگوييم كه معناي این قصه اين است که زنی که به زندگي ِ بيش از حد مطيعانه تن بدهد، این امکان برایش وجود دارد که زندگی اش از معنا و مفهوم تهی شده و به انحراف کشیده شود و در دام چیزهایی بیفتد که به او احساس بهتر می دهند. زنی که عطش شدید داشته باشد هر چیزی را که به او پیشنهاد شود، می پذیرد. قحطی زدگی روح ،باعث  می شود زن چیزهای را انتخاب کند که نابودي او را منجر می شود.

 

گرگها در هنگام قحطي يا بيماري ،درنده مي شوند.  اين الگويي است كه زنان همواره بايد به خاطر داشته باشند و خود را با قحطي و گرسنگي مواجه نسازند. چيزي در قحطي هست كه باعث تخريب قوه ي تشخيص و داوري فرد مي شود.

 

زني كه تازه از قحطي رها شده فقط به خاطر تنوع مي خواهد از زندگي لذت ببرد اما تصورات ناروشن او از محدوده‌هاي عاطفي، عقلاني ،جسمي ، معنوي و مالي لازم براي ادامه ي بقا او را به خطر مي اندازد.

 

حاصل سركوب، غرايز و اميالي است كه توسط اجتماع منفي خوانده مي شوند،رسوخ اين اميال، در ضمير ناخودآگاه و در قلمرو تاريك ذهن است. اين اميال كه گاها واقعا منفي نيستند فرد را در زمان مقتضي به انجام اعمال واقعا منفي مثل دزدي، حقه بازي، دروغ يا حتي قتل ترغيب مي كنند كه ما در فيلم شاهد آن هستيم. نينا وسايل بث را مي‌دزدد و در خيالش، دوستش را به قتل مي‌رساند. معمولا ماهيت جوانب منفي روح ، بسيار هيجان انگيز و در عين حال از بين برنده ي آرامش است.

 

زنان ممکن است تحت نيروهاي سلطه‌گر اجتماعي، از بیرون مودب به نظر برسند اما از درون خونریزی داشته باشند. باز شدن زخم در بدن نينا و خارج شدن پر سياه از بدن او، نماد همين مطلب است.

 

زنان باید از دزدکی نوشتن، دزدکی فکر کردن، دزدکی شعر سرودن و دزدکی در آغوش گرفتن دست بکشند. دزدکی زندگی روحی قلابی را در پیش گرفتن، هرگز موثر واقع نمی شود و چیزی جز فلاکت و بدبختی نمی آورد. زنان بايد ياد بگيرند زندگی های قلابی را فراموش کنند و به چیزی بچسبند که برایشان به معنای واقعی لذت و آرامش به ارمغان می آورد"

 

 + برگرفته از وبلاگ http://www.ashtarani.blogfa.com/post-222.aspx 

نمیدونم چرا نمیتونم لینک بذارم ..



باشد که رستگار شوید..



+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 17:46 نويسنده عسل |


آره جونم

اين دكتر رو داشتم واست تعريف ميكردم

اين يارو دندوناي ما رو داره درست ميكنه اما همش با لباي ما ور ميره..



+ بهزاد جان از راهنمابي جامع و كاملت ممنون

البته حتما ميدوني بعضي از مطالبي رو كه مينويسم صرفا مواردي نيست كه واسه خودم اتفاق ميفته..حتي اكر مطلب با لفظ "من" شروع شده باشه و يا حتي تموم شده باشه..







+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392ساعت 20:33 نويسنده عسل |


نميدونم جنبشو داري يا نه ..
اما بايد اين موضوع رو با خودم در ميون بذارم..

بيش يه دندون بزشك ميرم يه مدته
وقتي كارشو شروع ميكنه


ادامه دارد


با كوشيم بست ميذارم
 ،G, ch, p, zh تعطيل..

+ تاريخ پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392ساعت 14:43 نويسنده عسل |